تبليغاتX
صبحی روشن
متاسفم که اولین روز شروع کار وبلاگم با خبر اعدام نوجوانی پر از عشق به زندگی و آینده شروع میکنم .نوجوانی که سهمش از دنیا یک نفس بود بین گهواره و گور راه کوتاهی بود واژه مرگ در ایران شده ساده ترین و پر استفاده ترین واژه !!!!!!!!!!بهنود شاید اسمش را برای این بهنود گذاشته بودند که با بهروزی و خوشبختی همراه بشه اما حیف که هیولایی در کشور ما هست که فقط خون میخوه
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 8:30 توسط ثریا محمدی| |

راستش هر وقت عهد میکنم هر روز وبلاگم را آپ کنم کاری پیش میاد که اصلا نمیتونم آپ کنم .راستش حرفهای زیادی هست که تو دلم هست و میخواهم بنویسم اما این مدت از بعد از انتخابات به حدی همه چیز با سرعت پیش میره و اتفات مختلف هست که ادم نمیدونه از کجا بنویسه؟این 4 ماه نمیدونم چرا اینقدر برای من طولانی و سنگین گذشت روز های پر از نگرانی و خبر هایی مه نمیدونستی خوب بدونی یا بد اما خوشبختانه فقط یک چیزی تو این روز ها خوب بود دیگه به قول شاملو روزهای دراز و استقامت های کم نبود نه این ماهها ماههای روز هایی با استقامت و مقاومت های افسانه ای بود.روز هایی که هر ایرانی قهرمانی بود .روز هایی پر از امید و پر از تلاش و مقاومت و یقین دارم که این تلاشها به بار می شینه هر چند که شب پرستان دارند پر و بال به دیوار میکوبند اما بدونن این دفعه سالهای قبل نیست پر و بال نه به دیوار بلکه به اتش می کوبند و در نهایت سوختن پر و بال خفاشان را به دنبال دارد.گاهی فکر میکنم مثل اینکه تمام اونهایی که 67 اعدام شدند زنده شدند و حس میکنی همه شهدا همراه ما هستند .این سیل جمعیت که بدون هراس به هر بهانه ای در خیابان راه میفته همیشه به من این حس را میده که دارم شهدا را میبینم و این روح اونهاست یا نفرین مادران هست که چنین موجی را به راه انداخته است.خیلی ها میگن رهبر کی هست؟مردم چی میخواهند ؟اما این قیام اونقدر خون به پاش رفته و درختش بالیده این قیام مال مر دم هست چون خون مردم پاش رفته و به زودی زود شاهد ازادی ایران هستیم .

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 19:46 توسط ثریا محمدی| |
راستش خبر ها را که میشنوم برام سوالهای زیادی مطرح میشه یکیش اینه آخه جلاد ها ی وحشی از این همه کشتار و تجاوز خسته نمیشید؟یعنی مگر یک آدم چقدر میتونه انبار عقده و کینه و جنون ...باشه ؟مگه میشه صبح تا شب ۳۰ سال ادمها را زد و کشت؟چطور شب ها میخوابید یا نه چطور میخواهید بمیرید ؟واقعا روزی که مرگ میاد سراغتون چی میخواهید بکنید؟چطور نون آغشته به خون تو سفره زن و بچه تون میگذارید؟همیشه میگویندنان آدم باید حلال باشه یعنی به زن و بچه خودت هم رحم نداری . چند تا آشغالتون را میشناسم آنها یی که بایت کشتار این چند ماه لب تاب و ۵۰۰ هزار تومن شیرینی گرفتید خاک برسرتون اخه شما بی سواد ها چه لب تاب؟از اون گذشته ۵۰۰ هزار تومن که پول ۱۰۰۰ نان سنگک هست نه آدمکشی دوباره از فردا کاسه گدایی دستت میگیری.می دانم با خان.اده هاتون همین رفتار را دارید چون وقتی تمام عمر کارتون دردیدن هست این شده خوی شما زیاد دیدم زنهای شما را تو درمانگاهها یا بچه هاتون که کشته بودید یا بهشون تجاوز کرده بودید اما کمی به خودتو بیایید که اگر دیر بشه دیگهگ پشیمانی فایده نداره سیل مردم را دیدی ؟دیدی دریا خر.شان را اون بسیجی گیج که زار میزد میخواست از ترس بمیره از اون بپرسید و زودتر برید دنبال همان زندگی ۵۰۰ هزار تومنی مسخره تون

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط ثریا محمدی| |
سخنرانی خامنه ای من را یاد شنیدن صدای انقلاب توسط دیکتاتور قبلی انداخت .نمیدونم چرا گوش دیکتاتور ها سنگین و چشمشان کور و حافظه هایشان ضعیف از به یاد آوردن سرنوشت بقیه دیکتاتور هاست.اینها که قوی از هیتلر و موسولینی نیستند اگر پشتش به روسیه گرم هست اون ها اگر هنر داشتند تکه پاره نمی شدند.کاش دیکتاتور زودتر میفهمید نه جوانهای عزیز شهید میشدند و نه به زودی خود دیکتاتور در آتش حشم حلق نمیسوخت.امروز عکس شهدا را نگاه میکردم نکته مشترک قشنگی و قد سروشون و همه اون چیز هایی بود این نسل دایناسور و وحشی ندارد عقده ای ها می خواهند عقده خودشون را از دنیا بگیرند اما کور خواندن یک شعر قبل از انقلاب بود:

ای که میچکد ز پنجه تو خون تخت تو نگون   شیوه تو قتل عام خلق بگیر ببنند بکش گور خود کنی به دست خود

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 0:53 توسط ثریا محمدی| |
از برکت دولتهای خونریز ومستبدی که در تمام طول تاریخ گریبانگیر ما ملت بودند هر روز ما یاد آور خاطره ای از کشتار هست .هر روز مراسمی یاد بود اونروز۱۶ آذر  و۱۸ تیر و کشتار خاوران و ۱۷ شهریور

از خون جوانان وطن لاله لاله وطن لاله خدا لاله دمیده   از قامت سروشان سرو ها خدا سرو ها خمیده

چه کج پنداری ازی خصم چه کج کرداری ای خصم نه دین داری نه ایین داری نه ایین داری ای خصم

نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 17:14 توسط ثریا محمدی| |
همیشه وقتی به سالهای ۶۰ فکر میکنم نمیدونم چرا تو اون دهه همه سالها برام سیاه و تاریک بود شاید چون بچه بودم ناتوان بودم شاهد کشتار و زندان و آزار دوست هموطن هر کسی به نوعی عده ای دز زندانها عده ای در جبهه ها عده ای فراری در خارج از کشور آواره و سرگردان وعده ای خزیده به ته خانه از ترس جبهه و سربازی ...........با این نسل جمهوری اسلامی میتونه بگه رو هر دیکتاتوری را سفید کرده چون تنها دولتی هستند که ۳ نسل را به خاک و خون کشید و به طور کامل نابود کرد البته بعضی ها از چنگگشون در رفتن و الان دارن افشا میکنن ۳۰ جنایت کشتار غارت دزدی راستی اینها سالهاست که دارند میکشند به کجا رسیدن همه ما دیدیم صحنه ای که بسیجی مفلوک وقتی که به دست مردم افتاد حقیرانه می گیست اما بچه های شیر ما کتک میخورند با باتوم با چوب صورتشون خونین هست اما میخندند چون میدونن پیروزی نزدیک هست

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:28 توسط ثریا محمدی| |

دوباره اومدن دادگاه تشکیل دادند و حرف زدن .اینها فکر میکنن مردم همان مردم ساده ۳۰ سال پیش هستند.نمی دونن آرمان ما آزادی و حقوق بشر هست .هدفمون ایرانی آزاد و آباد از اول هم دل به اصلاح طلب ها نبسته بودیم که انها هم در حد حزب توده تبدیل به یک زگیل شدند .اما حرکت مردمی نمی ایسته این نمایش ها سودش اینه که مثل الک عمل میکنه و انقلابیون راستین را از حرف مفت زنهای پر خورو بیکاره جدا میکنه .اینجاست که ارزش مقاومت بهروز جاوید تهرانی و اکبر محمدی و هزاران گلی که عاشقانه در مسلخ شب پرستان از سال ۶۰ تاکنون شهید شدند معلوم میشه .اینجاست که میفهمی زندانیان مبارزی که در ۶۷ قتل عام شدند بچه های نوجوانی که حتی اسمشون را هم نگفتن چه جواهرات بی بدیلی بودن .واقعا صرف نظر از هر چیزی من میخواهم بپرسم این دایناسور ماقبل تاریخ که هر شب چند تاشون میان میگن غلط کردیم ایا میتونن تو چشم مادر سهراب و اشکان و ندا نگاه کنن ؟؟؟؟آیاشکنجه فقط برای این سوگلی ها سخت هست .امت حزب الله در هر دوجناح کاکل به سر هست چه اصولگرا که با هلیکوپتر میره چه اصلاح طلب اما میتونم چیزی را بگم این جماعت یز دل ثابت کرد که همان لایق پادویی خامنه ای هست و البته به زودی زود تمام زباله ها را اعم از اصلاح طلب و اصولگرا اصلا هر چی حزب الله هست مثل اشغال دور میریزیم

نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 1:46 توسط ثریا محمدی| |
از قدیم این داستان را شنیدیم که سیاووش جوان بی گناهی بود که مظلومانه کشته شد و خون او هم چنان می جوشد تا حق مظلومان را بگیرد.همیشه عاشق این قصه بودم .الان که هزاران سیاوش داریم خونهای بی گناهی که توسط دژخیمان شب پرست ریخته میشود .اما تا کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟۳۰ سال کشتارالان به جایی رسیده که از سایه خودشون هم می ترسند صدای فرو ریختن دیوار استبداد چنان بلند هست که خود شب پرست هم شنیده
نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 1:34 توسط ثریا محمدی| |
این را به خاطر نظری که یکی از دوستان داده بود من هر آنچه در وبلاگم مینویسم مشاهدات مستقیم خودم هست نقل قول از کسی نیست چون هر کسی حرفی دارد خودش میزنه من سخنگو نیستم از جمله گواهی فوت صادر کردن توسط خانم دستجردی از مشاهدات خودم هست در مورد این خانم حرف زیاد هست فراوان از بی مسئولیت بودن ایشان در قبال بیماران تا خیلی مطالب دیگر ..........که فکر کنم نیازی به گفتن نیست چون همه ما دیگر قوم ظالم را میشناسیم
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 12:36 توسط ثریا محمدی| |
از شنیدن اسم وزرای زن در کابینه جنون مثل تمام حرکات این افراد مالیخولیایی فقط حس چندش به آدم دست میده من همیشه فکر میکردم مزیر بهداشت پاکترین وزیر در تمام دولتهاست چون هر چی باشه اسم بهداشت روی آن هست .اما مثل همیشه وزیر بهداشت کابینه جدید بی اختیار من را یاد قدیم یاد سالهای ۶۰ انداخت خانم دستجردی کسی که گواهی فوت اعدامی ها را امضا میکرد عجیبه که چرا متخصص زنان هست چون متخصص زنان باید با تولد کار داشته این وحشی کارش گواهی فوت دادن بود حالا دیگه فکر کن وزیر اطلاعات چه کارنامه ای دارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 23:23 توسط ثریا محمدی| |
کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.Rayehe-Reyhan.Blogfa.com & www.TakTemp.ir & www.j28.ir

کـد های جاوا تغیــیر شکل موس قالب وبلاگ

script src="http://www.gmodules.com/ig/ifr?url=http://www.google.com/ig/modules/translatemypage.xml&up_source_language=fa&w=160&h=60&title=&border=&output=js">