یک قصه ای را شنیدم که داستانش از این قراره که یک روستایی کدخدای بدجنسی داشت .به مردم اجازه نمی داد خانه های بزرگ بسازند و برای خانه سازی فضای کم و محدودی را به اونها میداد خانه بسازند.وقتی مردم روستا رفتند پیشش که خانه های ما کوچک هست .اجازه بده بزرگ تر خانه بسازیم.کدخدا گفت تو هر خانه مردم روستا یک گاو بکنند .مردم گفتند ما می گوییم جامون کمه تو میگی تو هر خانه یک گاو بکنند .گفت دستور هست و اطاعت کنید . بالاخره به زور تو هر خانه یک گاو کردند
و بعد از یک ماه کدخدا دستور داد که گاو را می تونید از خانه بیرون کنید .وقتی که گاوها از خانه ها بیرون اومد .همه مردم یک صدا گفتند خدا عمرت بده کدخدا چه جامون باز شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حالا شده داستان ملت ما دلارام علی و خیلی های دیگر را بی جهت گرفتند زدند
آزار دادند حکم بریدند بعد که حکم لغو شد شادمانی کردند که مثلا آیت الله شاهرودی
مهربان تجدید نظر کردند و حکم لغو شد ووووووووو
اما هیچ کس نگفت ضربه های روحی و جسمی این روند و استرسی که به تک تک افراد خانواده و خود فرد دستگیر شده وارد میشود یا این ضربه هایی محکمی که
کادر عزیز نیروی انتظامی میزند به سر و وووو اینها چی؟ به چه جرمی میروند زندان ؟
به چه حقی اینهمه مردم را آزار می دهند؟ دیگر حرف عادی زدن که این همه تاوان ندارد .
