يك مدتي تو يك درمانگاه بودم كه تو مامازند ورامين بود براي رفتن به اونجا از سه را ه افسريه ميرفتم كه مسير ماشين از جلوي گورستان خاوران رد ميشد كه در و.اقع محل دفن ارمني ها بود هر پنجشنبه ميديدم كه
يك پيرمرد با حال و روز پريشان سوار تاكسي ميشه و جلوي اين محل پياده ميشه همه راننده ها ميشناختنش و براي من عجيب بود مدعي بود دلش گرفته ميره سر مزار همسرش اما اونجا محل دفن ارمني ها بود و اين اقا مسلمان بود تازه شب جمعه ميرفت سر خاك اين برام جاي سوال داشت تا اينكه يك روز يك مريضي داشتم كه تعريف كرد وقتي بچه بوده و داشته تو محل گورستان ارمني ها قايم موشك بازي ميكرده ميره قايم ميشه كه ميبينه پاسدارا زمين ها را ميكنن و عده اي را گروهي دفن ميكنن حالا درست يادم نيست چي گفت اما فهميدم كه اون اقا سر مزار شهيدش ميامده اون موقع ها من اصلا از اين ماجراي قتل عام زنداني ها درست خبر نداشتم چون به خاطر شيفت هاي كاري مدام درگير بودم از هيچ جا خبر نداشتم دوباره بعد از مدتها كه داستان قتل عام را شنيدم هميشه تو خاطرم اون اقاي مسن هست كه هر هفته صبح پنجشنبه سر مزار عزيزش ميرفت
بعد ها با خيلي ها دوست شدم برحسب تصادف كه عزيزي را در اين قتل عام از دست داده بودن مثل شهره عرفاني و مسعود مقبلي و ناهيد تحسيني و علي يگانه و ابادياني و ..................تازه اون موقع بود كه حس كردم چه فاجعه اي بود و ما بي خبر از همه جا مشغول درس و كار بودم اما الان سه سال هست كه هر وقت اين ماه ميرسه دلگيرم يعني اصلا تاريخ درست يادم نيست وقتي دلگير ميشم يادم مياد كه زمان قتل عام نزديك شده حس ميكنم يك چيزي رو قلبم هست كي ميشه اين عقده و گره كه تو قلبمون هست با محاكمه جنايتكارها باز بشه ؟
روز زن بر تمام شير زنان آزادي خواه كه با مبارزات و تلاشهاي پيگير خود به دنيا ثابت كردن كه زن ايراني نه عروسك پشت پرده و برده و اسير بلكه انساني شايسته و لايق ارزشهاي انساني است و زنان زحمتكشي كه زندگي انها مبارزه هست و استقلال زن را با زندگي خودشون معنا كردند انهايي كه تو دهن شهوت پرستاني همچون مددي ها ..................ميزنن و هر مانعي را براي زندگي مستقل كنار زده اند مبارك باد

