نمیدونم تا حالا شب مسافر بودید یا نه؟ اما همیشه من تو تو ماشین که هستم شب از تو شهر ها که رد میشم و میبینم چراغهای خانه ها روشن هست و همه تو خانه هستند راستش حسودیم میشه. برای من در حال وجود یک مقصد یا خانه امن برای آرامش روحم لازم بوده.
نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 23:26 توسط ثریا محمدی|
|
در یک جامعه مرد سالار تمام وظایف زن سیمای بردگی دارد.وقتی از بردگی میگریزد موثر بودن خود را ازدست میدهد.مرد 50 ساله به بالاترین موقعیت در زندگی خود میرسد.اما زن 50 ساله که کاری جز فداکاری و از خود گذشتگی نمیداند بی اثر میشود چون بچه ها بزرگ شده و دیگر کسی به او نیاز ندارد.
نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 1:10 توسط ثریا محمدی|
|
زنی که زندگی غنی دارد بیشترین را به فرزند خود میدهد و کمترین را خواهد خواست .چنین زنی با کوشش و مبارزه از ارزش های واقعی شناخت خواهد یافت .نمی توان مادر بود اما کوششی برای مداخله در زندگی سیاسی و اجتماعی نداشته باشد .زاییدن گوشت دم توپ برده و قربانی از زاییدن انسان های آزاد متفاوت است.
نوشته شده در شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 17:43 توسط ثریا محمدی|
|
هرگزدر دل بی عدالتی نمی توان عدالت آفرید
راستش این جمله به دلم خیلی نشست
نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 0:4 توسط ثریا محمدی|
|
جنس دو م از اون کتابهایی هست که ادم دوست داره چند بار بخونه و در مورد خود من باید بگم کلا دیدم را نسبت به مسایل زنان عوض کرد و به من کمک کرد اون چیز هایی که بهشون فکر میکردم اما نمی تونستم بیان کنم با خوندن این کتاب تونستم عقایدم را بهتر و طبقه بندی تر بیان کنم.خیلی مطالب را که عد ه ای به ظاهر روشنفکر به دروغ وریا در مغز دیگران به اسم امروز ی بودن و فمینیست بودن بیان میکنن و همیشه برای من قابل قبول نبود بعد از خواندن کتاب های دوبوار دیدم که نکته جالب این هست که تمام عقاید و افکار دوبوار به عنوان پایه گذار فمینیست درست در نقطه مقابل افکار این به ظاهر روشنفکر ها هست .تصمیم دارم مطالب جالبی که از این کتاب نت برداشتم تو وبلاگم بگذارم امیدوارم مفید باشد
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 17:25 توسط ثریا محمدی|
|
گفته بودم چو بیایی غم دل با توبگویم چه بگویم که غم از دل برو چون تو بیایی
نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 16:48 توسط ثریا محمدی|
|
اغلب خانمها دوست ندارند که وقتی کاری میکنن یا خریدی میکنن دیگران به خصوص زنهای فامیل به خصوص تر فامیل شوهر مثلا جاری ها یا خواهر شوهر .... همان کاررا بکنند و حتی گاها باعث کینه کشی میشه اما چرا ؟من شخصا فکر میکنم اگر شخصی از من تقلید می کنه یا کار های مشابه من میکنه به نوعی تایید من هست از طرف آن فرد در حقیقت سلیقه و طرز فکر من را قبول دارد برای همین من بر خلاف بقیه وقتی میبینم کسی کاری را که من انجام دادم یا خریدی کردم او هم کرده از ته دل خوشحال می شوم و فکر میکنم قبول داشتن و تایید من هست که ناشی از علاقه اون به من هست این موضوع را یادم اومد چون دوستی از تو وبلاگم ادرس یک سایت برداشته بود تا تغییراتی در وبلاگش بدهد و از من اجازه خواسته راستش نه تنها اجازه لازم نبود بلکه ممنونم که سلیقه من را تایید کرد
نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:24 توسط ثریا محمدی|
|

