تبريك و تهنيت به خلق قهرمان و نيروهاى انقلاب دموكراتيك مردم ايران درهم
شكستن طلسم ولايت، استارت سرنگونى حكومت
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 2:32 توسط ثریا محمدی|
|
درخت انقلاب ما روز به روز شکوفا تر و بالنده تر به رشد غرور آفرین خود ادامه میده . با مرگ بر دیکتاتور و زنده باد آزادی شروع کردیم تا حالا که در پی پس گرفتن سنگر آزادی دانشگاه هستیم .مگر کنام شیران جای روبهان است .باید کاری کنیم که دولت خونخوار نتونه هیچ تجمعی را برگزار کنه و دانشگاه سنگر آزادی که از زمان انقلاب فرهنگی تسخیر شده پس می گیریم
زنده باد آزادی
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 22:18 توسط ثریا محمدی|
|
شعر زیر را با الهام از شعر زنده یاد فروغ سروده شده نمیدوانم نویسنده کیست با ای میل به دستم رسیده گفتم بد نیست دیگران را شریک کنم
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 17:41 توسط ثریا محمدی|
|
مراسم سهراب دل همه را به درد آورد .یادم اومد چند سال قبل نه خیلی دور همین سال ۶۰ وقتی عزیزی شهید میشد باید به گور کن یا هر کسی که در گورستان کار میکرد پول میدادی تا نیمه شب بری و مزار شهید را پیدا کنی.اما با مبارزات پی گیر وتلاش شبانه روزی کسانی که برای ایران و بشریت بهروزی و خوشبختی می خواهند می بینیم که بعد از ۳۰ سال نه تنها در روز روشن شهید را مشایعت میکنند بلکه همه حتی غریبه ها هم در مراسم شرکت میکنن و در غم از دست دادن شهید میگریند .کی دیکتاتور ها میفهمند که کشتار فایده ای نداره و در نهایت خود دیکتاتور را میبلعد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 22:50 توسط ثریا محمدی|
|
شاید اونقدر خوشبخت هستم که بتونم در زندگیم دو تا انقلاب را ببینم و در این دومی هم تحربه و هم توان سازنده بودن را داشته باشم الان دارم بر نامه صحبت های احمدی نزاد را می شنوم نمیدونم چرا یاد اون صحبت شاه افتادم که گفت صدای انقلابتان را شنیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اما چرا دیکتاتور ها تا تو گوششون نقوس مرگشون به صدا در نیاد نمی فهمن بابا هیچ دوره ای در تاریخ دوره زور گویی نبوده و همواره دیکتاتور در زباله دان تاریخ انداخته شدند اما کو ادم عبرت گیر الان باز میبینم که دیکتاتور کوتوله داره میگه غلط کردم اما دیر شده ماشین انقلاب راه افتاده آنچنان پر شکوه و پر توان پیش میره که هیچ زورگو ناتوانی نمی تونه جلوشو بگیره پس بگیم خدا حافظ دیکتاتور و سلام بر آزادی
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 22:4 توسط ثریا محمدی|
|
راستش این روز ها حس عجیبی دارم نمی دانم چرا؟اما راستش چنان حوادث با هم قرینه شده که گویا دقیقا برنامه ریزی شده هست. یاد سال ۶۰ صدای گلوله ها و پدر و مادر های نگران که تو خیابان ها به دنبال بچه های نوجوانشان می گشتند . و روز های بعد مادر ها و پدر هایی که سرگردان در پشت در اوین بودند زمانی که لونا پارک که زمانی جای بازی بود تعطیل شده و از یک حدی اطراف اوین جلوتر نمیشد رفت روز گاری که خانه های نزدیک اوین از کابوس شنیدن صدای تیر خلاص خانه های خود را مفت می فروختند و کسی نمی خرید . تمام اینها بعد از ۳۰ خرداد سال ۶۰ بود
اما ۲۸ سال بعد ۳۰ خرداد دوباره همان شد همان ساعت ۴ همان میدان انقلاب وهمان صدای تیر اما این دفعه همان نوجوانها مادر و پدر شدند .مادر و پدر هایی که هم گام بچه هاشون به میدان اومدند برای مبارزه برای رسیدن به حقشون برای گرفتن حق بچه هاشون چون دیگه نمیخواهیم بچه های ما نسل سوخته باشند به نوعی انگار این ۲۸ سال ساعت خوابیده بود و یک دفعه زنگ زد و ما دوباره تاریخ از همان نقطه ای که بود شروع کردیم
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 0:59 توسط ثریا محمدی|
|
تو کتاب روزگار سپری شده مردم سالخورده نوشته دولت آبادی نقشه ایران را تشبیه به شیر خفته کرده و چه جانانه گفته الان می بینم که این شیر بیدار شد
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 0:43 توسط ثریا محمدی|
|
امروز متاسفانه دیدم چند تا از وبلاگ ها که قبلا می خواندم مطلب که نداره حتی وبلاگ را حذف کردن چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مگر شما فکر کردید که جمهوری اسلامی به راحتی حق ما را میده ؟چرا متوجه نیستید که باید برای رسیدن به هر هدفی تلاش کرد و حالا اگر اون تلاش برای رسیدن به آزادی و حقوق برابر و کشور آباد باشه همانقدر که هدف بزرگتر هست کار هم بزرگتر هست . تمام ملت های آزاد سالها جنگیدن و مبارزه کردن تا به آزادی هایی که دارند رسیدند چی شد ؟ روشنفکر هایی که تا دیروز از ملت می نالیدند که لایق جمهوری اسلامی هستند امروز هم ناامید تو خانه هاشون خزیدند ؟شاید علت اینه که می بینن مردم خودشون دارند سرنوشت کشور شون را رقم میزنن. شاید اگر اروپا با روشنفکر هایی مثل روسو و ولتر رنسانس را رقم زد ما با مردم خودمون رقم میزنیم و می بینم که این دفعه هم باز مثل قبل روشنفکر ایرانی تو حصار در حصار مغزش و محاسبات همواره غلط کنار نشسته وباز مطابق همیشه آیه های یاس میخواند.اما من یقین دارم به پیروزی قریب الوقوع اما نمی دونم چرا به اصطلاح روشنفکر های ما همواره از مردم ما عقب بودند در حالی باید پرچمدارو پیشرو حرکتهای اجتماعی باشند
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 23:55 توسط ثریا محمدی|
|
با این صحنه ها که هر روز شاهد هستیم راستش هیچ انگیزه ای برای آپ کردن ندارم اما از طرفی فکر میکنم نه این کار غلط هست باید بیشتر انگیزه گرفت برای زندگی کرئن و کوبیدن سر دشمن به سنگ همانطور که دشمن هار و جرار هست ما هم باید با تمام قوا به میدان بیاییم و سر خصم را چنان به سنگ بکوبیم که افتخار پایان دادن دیکتاتوری در کشورمان و ایرانی آزاد و دموکراتیک را پایه گذاشتن نصیب نسل ما بشه با کوله باری از تمام تجربیات
نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 0:26 توسط ثریا محمدی|
|