تبليغاتX
صبحی روشن

صبحی روشن
داستان


چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387

در یک ماه اخیر به کلینیک نازایی خانمی مراجعه کرد که حدودا 26 ساله بود و شوهرش 42 ساله که مدت 20 سالی را هم در امریکا گذرانده بود حالا چه کرده بود نمیدونم اما بعد از 20 سال میاد ایران ساکن میشه و با این خانم ازدواج میکنه شوهره وضعیت مالی خوبی دارد. در روند درمان نازایی مرد هم باید مشاوره دکتر اورولوژی مرکز را داشته باشد و ویزیت بشود به همسر این خانم گفتیم باید بروی اورولوژیست کلینیک تو را ویزیت کنه قبول نمیکرد و میگفت چه ربطی دارد من مشکلی ندارم زنم حامله نمیشود وگرنه من سالم هستم اون مشکل دارد من گمان کردم نکنه در خارج ازدواج کرده و بچه دار شده اما این اقا هم چنان حرف قدیمیها را میزد که زن باید حامله بشود چرا مرد معاینه بشود در نهایت چون من ادم بی حوصله ای هستم بهش گفتم ویزیت بشه درمان را ادامه میدهیم در غیر این صورت به کلینیک حق مراجعه نداره و اون موقع بود که این اقا مجبور شد اقرار کنه که در حقیقت دچار مشکل در جنسیت هست و وضعیت جنسی مشخصی ندارد اما چون از اول خانواده اون را پسر جا زده او هم به ایفای این نقش ادامه داده وقتی کوچک بوده جهت درمان او اقدام نشده اما وقتی هم بزرگ شده خودش در امریکا خواسته اقدام کنه دیر شده

گفتم خوب چرا زن گرفتی ؟ گفت خوب باید میگرفتم ادم نیاز به همدم داره با خانمه صحبت کردم که ببینم اصلا حالیش هست اون هم جواب های عجیب غریب میداد در نهایت گفت برام مهم نیست فکر میکنم یک بابا پولدار دارم !!!!!!!!!!!!!! نمیدونم تا کی میخوان به این روال ادامه بدهند اما عجیبن .

نوشته شده در  ساعت 22:22  توسط ثریا محمدی  |